ناصر الدين شاه قاجار
20
سفرهاى ناصر الدين شاه به قم ( فارسى )
يكصد و پنجاه نفر از فوج كردستانى كه چندى بود براى مشق احضار به دار الخلافه شده بودند ، به آدران آمده پارهاى عرضهاى بىمأخذ نمودند ، كه در فلان سال جيره و مواجب ما نرسيده است و بر رأى جهانآراى همايون به دلايل و تحقيقات واضحه واقع گرديد ، كه اين حركت آنها محض تحريك بعضى مردم بوده است ، كه خواستهاند از چنين عرضها اخلالى در كار امان الله خان والى كردستان نمايند ، چرا كه اولا با اينگونه اهتمامى كه اعليحضرت اقدس شاهنشاهى در رسيدن مرسومات مقرره مبذول مىفرمايند ، احدى را ياراى آن نخواهد بود كه در رساندن مواجب و مرسوم نوكر ، به حدى تعلل نمايد كه به خاك پاى همايون عارض شوند و ثانيا در صورتى كه در عرض خود صادق بودند ، مىبايست به سپهسالار كه در تهران بود ، اظهار نمايند و او به عرض خاك پاى مبارك برساند ، و سربازان مزبور بدون اظهار به مشار اليه جسارت ورزيده ، مبادرت به عرض خاك پاى همايون كردند ، لهذا جميع آنها را حسب الامر قدرقدر به سهپايههاى 11 نظامى بسته . تنبيه و سياست كامل نمودند و محبوسا نزد سپهسالار فرستادند ، كه او ثانيا غوررسى كرده حقيقت را به عرض حضور مبارك برساند ، كه عرض آنها از چهرو بوده است . [ سهشنبه هشتم رمضان ] : در شب چهارشنبه نهم كه منزل حوض سلطان 12 مقر كوكبه موكب همايون بود ، حاجى مبارك را شرارت طينت و خبث فطرت مايهء مزيد خبط دماغ شده ، بدون سبب و جهت و بىآنكه سابقه معاندتى و حرفى در ميان باشد ، عربده و پريشانگويى آغاز كرده ، به يحيى خان 13 آجودان خاصهء حضور همايون زخم قمه زده ، اهل مجلس و نوكران خواسته بودند او را بگيرند ، يك نفر ديگر را هم زخمى رسيده ، تا او را گرفته حبس كردند و در همان ساعت كه مراتب به عرض خاك پاى همايون رسيد ، حكم محكم همايون به سياست او شرف نفاذ يافته ، پيكر نامباركش عبرت اللناظرين گرديد . 14 [ واقعهء فوق را عبد الله مستوفى نقل نموده است كه توجه مطالعهكنندگان گرامى را به